thumb

7 راهکار برای کنترل مؤثرتر احساسات و رسیدن به آرامش‌خاطر

دختربچۀ دو‌ساله‌م گرسنه‌ست و گریه می‌کنه. من حریرۀ بادومش رو زمین ریختم و مجبور شدم از اول براش درست کنم. شوهرم دستپاچه شده چون زنگ خطر مخزن سپتیک به‌صدا در اومده و داره اخطار می‌ده که باید هرچه زودتر تخلیه بشه وگرنه ممکنه فاضلاب مجدداً به داخل خونه برگرده. این شروع تعطیلات آخر هفتۀ ماست و قراره امروز صبح به دیدن خانوادۀ همسرم بریم.

بله! می‌تونم حس کنم که سطح درماندگی و ناامیدی‌م داره بالا می‌ره، قلبم تند‌تند می‌زنه احساس می‌کنم سرم و شونه‌هام منقبض شدن. می‌خوام جیغ بزنم!!

بیشتر بخوانید: 10 راهکار برتر برای غلبه بر ناامیدی

تا حالا توی همچین شرایط بودین؟

بله البته که بودین! ما همه انسانیم.

نیازی به بحران و پریشون‌حالی آنچنانی نیست که عواطف و احساسات‌مون رو به هم بریزن. اتفاقات روزمره و عادی زندگی هم کافیه تا خیلی از ماها رو فوری دچار استرس، عصبانیت یا غم کنه. ما جامعه‌ای انسانی هستیم که بیشتر از هر کشور دیگه‌ای تحت تأثیر علائم استرس‌زا قرار می‌گیریم.

یه جست‌وجوی سریع در وب‌سایت‌های برتر پزشکی چگونگی تأثیر استرس رو نشون می‌ده که 75 تا 90‌درصد از مراجعه‌کنندگان به پزشک از بیماری‌های مرتبط با استرس رنج می‌برن.

از بین بردن استرس در زندگی‌مون غیرممکنه، اما خوشبختانه یه راه‌هایی وجود داره که می‌شه به‌طور مؤثرتری احساسات رو مدیریت و کنترل کرد تا سطح استرس‌مون بالا نره. این راهکارها فقط ممکنه شما رو به فرد سلامت‌تری تبدیل کنه.

بیشتر بخوانید: 10 تفاوت افراد با استرس کمتر و افرادی که استرس بیشتری دارن!

استرس و درماندگی در بحران

  1. تمرین مدیتیشن

افرادی که مدیتیشن یا همون مراقبه انجام می‌دن می‌تونن احساسات خودشون رو به‌طور مؤثرتری کنترل و مدیریت کنن چون طبق نئوکورتکس (بخش لایۀ بیرونی دو نیم‌کرۀ مغز که در عملکرد حافظه، تولید دستورهای حرکتی، تصمیم‌گیری مکانی، خودآگاهی و زبان نقش داره) مغزشان عمل می‌کنن. این بخشی از مغز شماست که مسئول سطوح بالاتر و تفکر اجرایی است. افرادی که مدیتیشن می‌کنن از اون قسمت مغزشون بیشتر از بقیه بهره می‌برن.

اگه نگران این هستین که نتونین ذهن خودتون رو آروم کنین، نگران نباشین! مدیتیشن‌های مختلفی وجود داره که بعضی از اون‌ها به شما اجازه می‌ده تا روی تنفس یا یه مانترا (ذکر گفتن در اسلام) تمرکز کنین. این کار نقش کمتری در مورد آسوده کردن ذهن شما و نقش بیشتری در حضور به‌معنی آگاهی کامل شما و رهایی از جدال درونی شما داره. حتی می‌تونین برنامه‌هایی رو روی تلفن همراه‌تون داشته باشین که حتی در حال حرکت هم مراقبه کنین.

مدیتیشن و مراقبه روزانه

  1. ذخایر انرژی ذهنی، عاطفی و فیزیکی خودتون رو شارژ کنین.

مراقبت از خود یه عامل ضروریه که به شما قدرت، سرزندگی و درنهایت آرامش روحی می‌ده. اگه بیش از حد خودتون رو تحت فشار بذارین و خسته کنین، به احتمال زیاد خیلی زود از کوره در می‌رین و ناراحت یا عصبانی می‌شین. هر روز وقت مشخصی رو برای خودمراقبتی بذارین، حتی اگه فقط 15 دقیقه باشه. مراقبت از خود نیاز به یه مراسم مفصل و تشریفات نداره؛ می‌تونه به‌راحتی یه دوش گرفتن، پیاده روی رفتن، چندتا بالا و پایین پریدن یا برگزاری یه مهمونی خودمونی باشه.

وقتی نیازهای شما برآورده بشه، می‌تونین راحت‌تر با موقعیت‌های استرس‌زا کنار بیایین در غیر این صورت موجب می‌شه نتونین خودتون رو کنترل کنین و بزنین زیر گریه. اگه می‌خوایین توانایی خودتون رو برای کنترل و مدیریت مؤثر احساسات به سطح بالاتری برسونین، باید برای برآورده کردن نیازهای خودتون وقت بذارین.

بیشتر بخوانید: 8 تمرین تنفسی برای کاهش اضطراب و استرس و افزایش آرامش شما

بازیابی انرژی

  1.  وقت استراحت به‌خودتون بدین.

وقت استراحت فقط شامل کودکان نمی‌شه! حتی شمای بزرگسال هم لازمه بعضی وقت‌ها که حس می‌کنین کنترل اوضاع از دست‌تون خارج شده به خودتون یه زنگ تفریح بدین و کمی از کار فاصله بگیرین. هیچ اشکالی نداره به هر بهونه‌ای یه وقفۀ 5 دقیقه‌ای (یا بیشتر) به خودتون بدین. بعضی‌ها برای کنترل احساسات‌شون در محل کار به سرویس بهداشتی پناه می‌برن.

استراحت کوتاه

  1. احساسات خودتون رو مهار نکنین.

 ممکنه غیر طبیعی به‌نظر برسه، اما این مهمه که انرژی احساسات و عواطف‌تون رو آزاد کنین. نفس خودتون رو مثل یه نوازش ملایم بدونین که می‌تونه احساسات رو در سرتاسر بدن شما به‌جریان بندازه. خیلی وقت‌ها ما در برابر احساسات ناراحت کنندۀ منفی و بار مشکلات مقاومت می‌کنیم که درست نیست. سعی نکنین احساسات خودتون رو سرکوب کنین وگرنه در جایی به‌شکل مشکلات فیزیکی خودشون رو نشون می‌دن. اگه لازمه سرتون رو توی بالشت فرو ببرین و داد بزنین، با صدای بلند گریه کنین یا درددل‌هاتون رو توی یه دفترچه بنویسین و اون بار عاطفی رو تخلیه کنین.

تخلیه احساسات

  1. به کودک درون‌تون توجه کنین.

زندگی با یه کودک دو‌ساله مانند زندگی با یه آدم غارنشینه. اون‌ها واقعاً نمی‌تونن بگن چی می‌خوان. نسبت به خواهر و برادر و پدرومادرشون کندتر، کوتاه قدتر و ناتوان‌تر هستن و توانایی و قدرت ذهنی برای کنترل احساسات خودشون ندارن.

بیشتر باورهای ما دربارۀ اینه که کی هستیم و تا پیش از دوسالگی خودمون رو چطوری با این دنیا وفق می‌دادیم. بنابراین وقتی احساس می‌کنین تحت فشار احساسات و عواطف‌تون قرار گرفتین، کودک خردسال درون‌تون رو تصور کنین و ازش بپرسین که توی این شرایط به چی احتیاج داره. تعجب می‌کنین اگه بدونین کودک درون ما تا چه اندازه دلش می‌خواد ما رو بغل کنه و بگه یواش‌تر، آروم‌تر چه خبره. یا بگه گریه نکن، اشکالی نداره.

درک کودک درون

  1.  عشق ورزیدن و محبت کردن به خودتون و بقیه رو یاد بگیرین.

بعضی‌وقت‌ها در شرایط غم و ناراحتی وارد چرخۀ نفرت از خودمون می‌شیم. اتفاق‌هایی می‌افته که ما رو دگرگون می‌کنه، بعدش ما شروع به سرزنش کردن خودمون می‌کنیم، چون عواطف پرشورمان بهترینِ ما رو ازمون می‌گیرن. در نتیجه نمی‌تونیم منطقی فکر کنیم، توی یه گرداب عاطفی ابدی گیر کرده‌یم. سعی کنین حمایت عاطفی و شفقت درمانی رو یاد بگیرین. در نهایت یه مانترای مثبت روتکرار کنین. مثل این: "من تحت محبت و حمایتم حتی اگه ناراحت باشم".

محبت-کردن

عشق چیست؟ احساس عشق، انواع عشق و 5 زبان ابراز آن

  1. انتخاب‌های بیشتری به‌وجود بیارین.

یکی از دلایلی که احساساتی مانند ترس، اضطراب، قضاوت، صدمه و تحقیر خودشون رو نشون می‌دن اینه که ما هیچ انتخاب و تصمیم قابل قبولی رو نمی‌ببینیم. هنگامی که احساس درماندگی و اسیر شدن می‌کنیم، مسلماً مجموعه وسیعی از احساسات چالش برانگیز رو تجربه می‌کنیم. مهم اینه که بدونیم همیشه یه حق انتخاب داریم که چه تصمیمی می‌خواییم بگیریم. حتی موندن در همون شرایط هم یه انتخابه و گاهی اوقات بهترین انتخابیه که جلوی رومون قرار داره.

با دنبال کردن این 7 راهکار که مثل داشتن یه نقشۀ گنجه و شما رو مستقیماً به‌سمت خوشبختی هدایت می‌کنه، قابلیت درک‌مون بیشتر می‌شه و تصمیمات درست‌تری می‌گیریم. 

در اون صبح به‌هم‌ریخته و قروقاطی همون‌طور که این‌ورواون‌ور می‌رم، یادم می‌افته یه نفس عمیق بکشم بعد دخترم رو بغل می‌کنم و او هم فوری گریه‌اش قطع می‌شه و من با آرامش بیشتر باهاش حرف می‌زنم که مامانی می‌دونه گشنه موندی عیبی نداره، گریه نکن. الان صبحونه‌ت آماده می‌شه و بعدش توی این فاصله تا حریرۀ بادومش خنک بشه یه‌کم کشمش می‌ریزم توی دستش تا سرگرم بشه. از شوهرم که در حال بررسی زنگ سیستم مخزن فاضلابه می‌پرسم چیزی لازم نداره. کمی بعد معلوم می‌شه ایراد از آلارم پمپ مخزنه که اونم به‌راحتی تعمیر می‌شه. یه مشت بادوم‌زمینی می‌ذارم توی دهنم تا وقتی که فرصت بشه بتونم بشینم صبحانه‌م رو بخورم چون ممکنه خیلی زود صبرم تموم بشه و بداخلاقی کنم.

دیدگاه خود را ثبت نمایید.